دیدار از موزه میراث روستایی
جمعه با بابایی و مامانی با هم رفتیم موزه میراث روستایی رشت. با سختی از روی سنگریزه ها راه می رفتم چند بار هم خوردم زمین اما کلی کیف کردم چون هیچکس دستمو نمی گرفت و هر جا دلم می خواست می رفتم.


دارم از دست بابایی و مامانی فرار می کنم


اینم عکسای یادگاریم



تازه بعد از موزه همه رفتیم پارک اول می ترسیدم برم یه گوشه وایسادم و بچه ها رو نگاه کردم بعد رفتم تاپ سواری یه عالمه مزه داشت اولین باری بود که تاپ نشستم



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دیدار از موزه میراث روستایی
