بام سبز
دیروز جمعه هوا بارونی بود و تمام نقشه های ما رو برای یه سفر ییلاقی بهم زد و ما نتونستیم بریم ییلاق و رفتیم خونه مادرجون و ناهار پیش اونا بودیم. اونقدر هوا بد بودم که ذوق گردش رو ازمون گرفته بود .برای هدیه جون و خاله زهرا زنگ زدیم که بریم بیرون اونا بدتر از ما حال گردش نداشتن. غروب با مادر جون اینا رفتیم بام سبز . مَل مَل و خاله رویا اونجا برنامه داشتن این پسر منم که عاشق این عروسکه. بردمش پارک بازی اونجا و همه با هم چرخ و فلک نشستیم و این فضول می خواست از لبه کابین بیرونو نگاه کنه خلاصه کلی شیطونی کرد و برای خودش بازی کرد. اما چون مادر جون روزه بود ما ساعت 8 اومدیم خونه. بازم طبق معمول این وروجک نذاشت زیاد ازش عکس بگیریم


مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بام سبز
