دندون در آوردن فرشته کوچولو
![]()
![]()
وقتی هنوز یک سالت نشده بود حدود 11 ماه و 10 روزت بود، یکشنبه، ششمین روز عید، اون دندون خوشگل و سفیدت نیش زد و کمی بیرون اومد. البته مادر جون زودتر فهمید چون من سر کار بودم و تو پیش مادرجون. وقتی از سر کار برگشتم مادر جون بهم گفت که تو دندون در آوردی الهی قربون اون دندونت برم پسر گلم. الان فهمیدم که چرا تو دو روز گذشته اینقدر تب داشتی و حالت بد بود.
شب وقتی داشتم بهت آب می دادم، اون دندون کوچولوت به لیوان آب می خورد و صدا می داد و من کلی ذوق می کردم. الهی قربونت برم. وقتی یادم می افته روزای اول به دنیا اومدنت رو که نیاز به کمک ما داشتی برای همه چی، می گم قربون بزرگی خدا که یه نوزاد کوچیک چقدر زود بزرگ می شه و پدر و مادر لحظه لحظه بزرگ شدنشو می بینن و خوشحال می شن....
چه لحظه زیبا و به یاد ماندنی بود و من حس مادر بودن رو چقدر لطیف و زیبا دیدم .خدایا شکرت که یه بچه سالم و ناز بهمون دادی. شکر



دندون در آوردن فرشته کوچولو
