یاسینیاسین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 19 روز سن داره

یاسین فرشته کوچولوی خدا

دریا

1391/4/17 14:38
نویسنده : مامانی
355 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز بعد از ظهر یعنی جمعه 16 تیر من و تو و پدر جون و مادر جون بدون بابایی رفتم ساحل کیاهشهر. آخه بابایی با دوستاش رفته بود عروسی. هوا خوب بود اما دریا طوفانی بود و ما شنا نکردیم ولی لباسای تو رو عوض کردم و بردمت کنار ساحل. فکر می کردم از آب بترسی و نری تو آب. اما بر خلاف انتظارم تا آب رو دیدی کلی ذوق کردی و الکی می خندیدی و هی می گفتی آپ آپ آپ و سرتو تکون می دادی اینقدر شلوغ کردی که همه داشتن تو رو نگاه می کردن و کلی نازت می دادن و ازت عکس می گرفتن و برات دست می زدن

 

وقتی به آب رسیدی با کفش رفتی تو آب با موج می رفتی و با موج هم بر می گشتی. کلی خودتو خیس کردی و بازی کردی دل نداشتی بیای بیرون و مامانی همه که مجبور بود کنارت وایسه و مواظبت باشه تموم لباساش خیس شده بود. بعد از نیم ساعت بازی دیگه خسته شدی. اینقدر شیطونی کردی که نذاشتی من ازت عکس بگیرم و هیچ عکسی از اولین دریا رفتنت ندارم.

پدر جون هم دید که تو اینقدر آب دوست داری رفت برای یدونه حلقه شنا به شکل لاک پشت گرفت تا با اون تو آب بری همون دیروز دخلشو در آوردی اینقدر کلشو فشار دادی تا بادش خالی شد. شیطونکی دیگه قند عسلم .

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

ترنم
17 تیر 91 20:58
خیلی خوشحال شدم عزیزم وقتی کامنتتو دیدم امیدوارم دوستایه خوبی برایه هم باشیم عزیز دلم منم با افتخار لینکت کردم ایشالله خدا پسر نازتو برات ببخشه و همیشه در کنار هم شاد باشید
مامان سارینا
19 تیر 91 9:39
سلام خاله جوون .. یاسین کوچولوی عزیز رو خیلی خیلی ببوسید . حیف شد که از اولین دریا رفتنش عکس نگرفتید . انشالله دفعه بعد عکسای خوشگلشو بذارید ما ببینیم


نینا
22 تیر 91 9:27
سلام خانمی ممنون که به ما سر زدی.من لینکت کردم به اسم یاسین.خوشحال میشم تو هم منو لینک کنی عزیزم
مامان سارینا
25 تیر 91 8:28
خاله جوون دیر به دیر آپ میکنیدا
mozhgan
23 مرداد 91 15:02
salam yasin jonamye alame mibosamet