اولین سفر
اول آبان سال 90 وقتی یاسین جون 5 ماهش بود سه تایی با هم رفتیم دبی، قبل از سفر همه بهم می گفتن نرو بچه کوچیک داری، اذیتت می کنه سفر خوش نمی گذره و....... اما منو بابایی تصمیم گرفته بودیم که بریم.
ساعت7:30 دقیقه با هواپیمایی ماهان پرواز داشتیم. صبح ساعت 8 از رشت حرکت کردیم به سمت تهران(( رفتیم خونه تهران که آقا جون خریده تعطیلات بریم اونجا)) استراحت کردیم ساعت 5 حرکت کردیم به سمت فرودگاه. ساعت 45/7 پرواز کردیم و ساعت 9 رسیدیم فرودگاه دبی. از هتل سیتی سیزن اومدن دنبالمون و ساعت 11 رسیدیم هتل، هتل مجلل و تمیزی بود با آبمیوه ازمون پذیرایی کردن تا اتاقامونو تحویل دادن. و بعد از جابجایی خوابیدیم و صبح ساعت 8 بیدار شدیم و رفتیم صبحانه خوردیم.
بعد از صرف صبحانه رفتیم پیش آقای حسینی، مسئول تورهای گردشگری هتل. بابایی سه تا تور برامون ثبت نام کرد یکی تور دور شهر، یکی سافاریvip و سومی هم پارک آبی جمیرا، سفر ما کلا 4 روز طول کشید سفر خوب و باحالی بود.
صبح ها با هتل می رفتیم بازارهای معروف و برند دبی و بعد از ظهرها هم با تور می رفتیم می گشتیم ساعت 1 شب می یومدیم هتل یه استراحت کوچیک می کردیم دوباره تو رو سوار کالسکت می کردیم( برات کالسکه برده بودیم که اذیت نشی) و پیاده می رفتیم بازار گرین هوس، دی تو دی و سیتی سنتر . آخه از هتل تا این بازار ها همش 15 دقیقه راه بود، و 2 شب بر می گشتیم هتل.
عسل دل مامانی تو این مدت با اینکه هوا گرم بود اصلا ما رو اذیت نکرد همش تو کالسکش یا خواب بود یا داشت با جغجغش بازی می کرد
سفر خوبی بود هم هتلش خیلی تمیز و شیک بود با غذاهای خوب و هم خدمات خوبی داشت و هم به بازارا نزدیک بود و مهمتر از همه اینکه غذاهاش همه حلال بود. تو این مدت که تو هتل اقامت داشتیم فقط مسافرای ایرانی و چینی در هتل بودند و تمام غذاهاش هم یا ایرانی بود( مثل باقالی پلو، زرشک پلو و یا غذاهای دریایی بود)
تو سافاری یاسینی مامان با اون همه هیجان و داد و بیداد و کلی بپر بپر، تو بغل مامانی خوابیده بود و تو پارک آبی هم با با بابایی رفته بود ساحل مصنوعی.
تو این مدت یاسینی دو تا دوست هم پیدا کرده بود دو تا آقا پسر 21 و 19 ساله که پدراشون کارخانه شکلات شهدینه رو دارن و اومده بودن جشنواره شکلات که داشت تو دبی برگزار می شد برای کارخونشون تجهیزات بگیرن تو این مدت تمام بعد از ظهر ها و شبا با ما بودن و تو هم همش تو بغل اونا بودی کلی نازت می دادن و باهات بازی می کردن بچه های خوبی بودن
بالاخره ساعت 30/6 روز چهارشنبه از هتل به سمت فرودگاه حرکت کردیم و ساعت 12 شب به تهران برگشتیم.
عکسای یاسینی در دبی رو هم تو ادامه مطلب براتون می زارم البته چون تو عکساش همش بغل منه و عکس تکی زیاد نداره 2 الی 3 تاشو می ذارم.












اولین سفر
