سفر به تهران
عزیز دلم بالاخره بعد از ماهها تلاش تونستم دو روز مرخصی بگیرم تا بریم تهران هم بابا بره بازار برای مغازه خرید کنه هم من برم اداره مرکزی برای یکسری کارهاو 4 و 5 و6 اردیبهشت رفتیم تهران.
سه شنبه(3 اردیبهشت)ساعت 4 از رشت حرکت کردیم و ساعت 8 رسیدیم خونه آقا بزرگ(خونه ایی که آقا بزرگ تو تهران خریده تا بچه ها وقتی می رن تهران جایی داشته باشن). تا رسیدیم تو و بابایی رفتید بیرون خرید کننین. من هم خونه رو جارو کشیدم و تمیز کردم چون از عید کسی نیومده بود و حسابی همه جا رو گرد و غبار گرفته بود.
صبح زود بابا رفت بازار و منو تو هم ساعت 10 رفتیم عباس آباد، اداره مامانی تا ساعت 13 اونجا بودیم. کلی برای همکارای مامان لوس بازی درآوردی و دل همه روبردی. ساعت 2تو راه برگشت به خونه تو تاکسی بابایی رو دیدیم و با هم برگشتیم.
غروب هم رفتیم رودکی. آخه من عاشق خیابان رودکی هستم اونم به خاطر آش فروشی هست که اونجاست و حتما باید برم آش بخورم.
فرداییش صبح هم رفتیم چهارراه ولیعصر کلی برات لباس خریدیم. البته یه جا هم لج کردی جلوی یه مغازه اسباب بازی فروشی که موتور می خوام و ما هم یه دونه موتور سبز برات خریدیم.
عصر هم با خاله نسیبه( دوست مامان) و نازنین دختر کوچولوش بردیمت پارک لاله تا می تونستین شیطونی کردین. این دفعه نشد بریم پارک ارم باشه برای دفعه بعد.
خیلی خوش گذشت چون از تموم فرصتهامون برای گردش و تفریح استفاده کردیم و مهمتر از همه همش پیش هم بودیم تو هم حسابی بهمون چسبیده بودی.


سفر به تهران
